سلام هيچ وقت فکر نمی کردم که دوستام به من بگن که از اينجا برو!!!!!! ديگه جاهل دانا (همون سجادخودمون) برای هميشه از اينجا ميره تا کسای ديگه جاش بيان! پس بدرود!!!(دوست داشتين منو تو ياهو مسنجرتون add کنيد!!!!)

  
نویسنده : جاهل دانا ; ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ فروردین ،۱۳۸٥

 

دیگه رو خاک وجودم    نه گلی هست    نه درختی
                 لحظه های با تو بودن میگذره اما به سختی
دل تنها و غریبم داره این گوشه می میره
                ولی حتی وقت مردن باز سراغتو می گیره
میرسه روزی که دیگه قعر دریا میشه خونه ام
                اما تو دریای عشقت باز یه گوشه ای می مونم

  
نویسنده : جاهل دانا ; ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ فروردین ،۱۳۸٥

 

بسمه تعالی

زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق

زنگی یعنی لطافت گم شدن در نرمی عشق

زندگی یعنی دویدن بی امان در بادی عشق

رفتن و آخر رسیدن بر در آبادی عشق

 

چیزی در مورد این شعر نمی توان گفت که اینقدر واضح نمایی از زندگی را نشان می دهد که دیگر حرفی برای گفتن نمی ماند من فقط می توانم این را اضافه کنم که برای رسیدن به زندگی با عشق و سرشار از دوست داشتن باید تلاش کرد و باید در زندگی برای اینکه به این عشق برسیم باید تمام مسائل را حل کرد و نباید صورت مسئله را پاک کرد این اشتباه محض است. پس این زندگی با تمام مسائل مانند آبادی می ماند که باید در آن زندگی کرد نه از آن فرار کنیم.

 

 

e-mail:msr52004@yahoo.com

 

  
نویسنده : جاهل دانا ; ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ فروردین ،۱۳۸٥

 

بسمه تعالي

خدايا هر آنكس كه دوست مي داري بياموز كه عشق از زندگي بهتر است و به،هركس كه دوست تر ميداري بچشان كه دوست داشتن از عشق برتر است.

«دكتر علي شريعتي»

 

عشق،عشق،عشقاما چه عشقي،عشق خدايي كه ديگر از بين رفته است به غيرازمعدود افراد،عشق مادي كه امروزه روز به روز رنگ و لعاب بهتري مي گيرد و جاي خود را جا پاي عشق ها ديگر مي گذارد،عشق عرفاني كه حقيقي آن ديگر كم پيدا مي شود.

اما عشق زميني كه بين دو جنس مخالف(دختروپسر)اتفاق مي افتد.ديگر ازبين اين عشق ها نبايد انتظار عشق ليلي ومجنون گشت،ديگر نمي توان دنبال شيرين وفرهاد گشت،عشق رنگ و بوي ديگري به خود گرفته و جاي خود را به يك كلمه داده آن هم حوس است.عشق هر جا وهر زماني وهرمكاني بر سرزبان ميايد كلام مقدسي است نبايد نقل زبان ما باشد نبايد به راحتي به زبان آورد.بعضي هاعشق را با دوست داشتن يكي مي دانند، ولي اينگونه نيست، عشق يعني يك نگاه به معشوق وعاشق شدن و شروع ارتباط ولي دوست داشتن يعني زندگي با معشوق و دوست داشتن مقدس تر از عشق است و حتي والاتر ممكن است با دوست داشتن يك زندگي رقم بخورد چه خوب چه بد عواقب با كسي ست كه مي گويد دوستت دارم.عشق تازه شروع كاراست زماني كه به كسي مي گوييد من عاشق شما شده ام اتفاقي نيفتاده . همه چيز قابل بازگشت واجازه ي ورود به يك راه دشوار است كه از اينجا قابل بازگشت است ولي اگر به كسي بگوييد دوستت دارم يعني افتادن درمسير وشروع راه است وديگر بازگشت ندارد يا با بازگشت، عواقب زيادي را به همراه خواهد داشت وبا گفتن اين كلمه عشق ديگر جاي خود را به دوست داشتن مي دهد اين يعني ادامه ي راه اين كلمه مانند يك رمز مي ماند كه براي شروع كار است و افتادن در راه زندگي اي كه بايد شروع كرد و از اينجا به بعد عواقب دارد؛هم عواقب خوب دارد هم بد وبايد هردوي آنان را خريد و اگر كلمه رمز را به موقع و درست وارد كنيم عواقب خوب آن بيشتر از بد آن است.

مجنون عاشق ليلي بود و هر لحظه و هر كجا مي گفت كه من عاشق ليلي هستم ولي كلمه ي دوست داشتن را به ميان نياورد او آنقدر عاشق مجنون بود كه بر در خانه ي خدا،از خدا مي خواهد كه از عمراو كم كند و به عمر ليلي اضافه كند آيا كسي مي تواند ادعاي عشق مجنون را بكند؟ و يا فرهاد با شنيدن مرگ شيرين همان جا با تيشه اي كه كار مي كرد، بر سر خود كوبيد و خودكشي كرد آيا شجاعت عشق فرهاد را داريم.

اگر نداريم پس چرا ادعاي عشق مي كنيم ما نمي خواهيم دلبستگي مجنون را داشته باشيم ما نمي خواهيم شجاعت فرهاد را داشته باشيم اما دروغ نگوييم حداقل بتوانيم عاشق با نه در حد مجنون نه در حد فرهاد، فقط بتوانيم عاشق باشيم.

پس اگر نيستيم اين دوست داشتن ها و عشق ها حوسي بيش نيست.

عشق لغت مقدسي است پس آن را بازيچه براي خود قرار ندهيم كه به راحتي دلي بدست آوريم وبه راحتي دلي را بشكنيم. 

نويسنده:ميثم سليماني روزبهاني

منتظر ارتباط باشما هستم

                     متشكرم

 

 

e-mail:msr52004@yahoo.com                                 

 

  
نویسنده : جاهل دانا ; ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ فروردین ،۱۳۸٥

 

سال وفال ومال وحال واصل ونسل وتخت وبخت
                                                                  بادت اندر شهریاری برقرار و بردوام
سال خرم   فال نیکو   مال وافر   حال خوش

                                                               اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام

 


امیدوارم یک سال دیگه خوب و خوش و سرحال و عاشق باشین!!

 

  
نویسنده : جاهل دانا ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸٤

 

چرا به شب سلام نمی کنی    ماه مهربان من    سینه سوز دردبی کران آسمان منم     منم که از نگاه تو ترم 

  مثل همیشه آواره خسته منم            و تو هنوز قاب پنجره تنهایی را بی درنگ رنگ مهتاب می زنی...
                                                 

آبیک

 

  
نویسنده : جاهل دانا ; ساعت ٦:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٤

 

رفتنت را یادم هست، آمدنت را کی به یادم میاره؟

                                       رفتی و هرچی که بود تمام شد،وقتت نبود چشمات ستاره بی فروغ شد.

 

آبیک

 

  
نویسنده : جاهل دانا ; ساعت ٦:۱۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ اسفند ،۱۳۸٤

 

من کسی را دوست می دارم که او اصلاً نمی داند. عشق را می داند، تجربه های دنیا را در کف دست مهربانش دارد او زیرکانه عاشق است!!!پهلو به عشق می زند که رسوا نشود.

کاش تو آسمون همه ابرها دلتنگ بشن بارون بشن تا واسه یه عالم سوغاتی همراش بیاره!!!

  
نویسنده : جاهل دانا ; ساعت ٦:۱٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸٤

 

کوچه وقتی که نباشی رگ خشکیده شهره

                                                     ماه تو گوش خونه گفته دیگه با پنجره قهره
سقف دلبستگی بی تو واسه من سایه نداره
                                                    دلم از روزی که رفتی دیگه همسایه نداره

          تو دلت ترانه خونه        گذشتن از تو سخته             محاله دل بتونه
 

  
نویسنده : جاهل دانا ; ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٤

 

همیشه تو یه ارتفاعی از جو دیگه ابری وجود نداره!
اگه یه وقتی آسمون دلت ابری بود ، بدون به اندازه کافی اوج نگرفتی!!!

  
نویسنده : جاهل دانا ; ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ اسفند ،۱۳۸٤

← صفحه بعد